X
تبلیغات
شکار و طبیعت و اسلحه
شکار و طبیعت و اسلحه
بهترین وبلاگ برای آموزش شکارچیان 
قالب وبلاگ

اسامي مختلف فشنگ 7/7 ميليمتر ناگانت

 

همانطور که در تصوير ميبينيد ، بعضي از اين نامها بسيار با هم متفاوتند حتي كاليبر آن هم يكي به نظر نميرسد ولي باور كنيد همه آنها يكي هستند. واقعا گيج كننده است !! 2-  همنام بودن دو فشنگ  دليل بر يكي بودن آنها  نيست . هنمام نبودن هم به اين معني نيست كه آن دو هيچ وجه مشتركي ندارند . كاليبر هايي مانند ۳۰۰ وينچستر مگنوم ، ۳۰۰ ودربی مگنوم و ۳۰۰ هلند و هلند مگنوم ٬ از نظر ميزان  باروت ٬ ابعاد  پوكه ٬ سرعت و قدرت كشندگي با هم فرق دارند ولي همه آنها از گلوله 308 هزارم اينچي استفاده ميكنند و تمام آنها ( حداقل در ايران )300 مگنوم ناميده ميشوند .

 

 

برخي از آنان نيز در واقع 300 مگنوم و بسيار پرقدرت هستند ولي با اينكه ساخت آمريكا ميباشند  نام مگنوم را يدك نمي كشند مثل فشنگهاي  300 Dakota و  . 300 Pegasus

 Savage ۳۰۳ گلوله اي به قطر 308 هزارم اينچ دارد در حاليكه  303 Britishاز يك گلوله به قطر 312هزارم اينچ استفاده ميكند ولي اسم هر دو 303 است .

 

 

 اگر بخواهم مثال ملموس تری بزنم بايد به فشنگ7.62 × ۳۹ Soviet M ۴۳ يا فشنگ سلاح معروفAK-47  ( كالاشنيكف يا كلاشنيكف كه متاسفانه در ايران به غلط كلاشينكف ناميده ميشود )  اشاره كنم . كاليبر آن  اگرچه 7.62 يا 30 صدم اينچ است ولي  گلوله هايش 311 هزارم اينچي مي باشند .  تنها قطر گلوله هاي ۱۱۰ گريني آن  308 هزارم اينچ است . در شكل زير يك فشنگ 7.62 × ۳۹  با گلوله ۱۴۴گريني رسام  Tracer ) و روكش تمام فلزي ( Full Metal Jacketed  ) را مشاهده ميکنيد .

 

 

بعضي ديگر كه اسمشان متفاوت است  گلوله اي با يك قطر دارند 38 Special و ۳۵۷ Magnum فرقشان در طول  پوكه است نه قطر گلوله . پوكه 357  مگنوم حدود دو ونيم ميليمتر بلند تر و قطر گلوله هر دو 357 هزارم اينچ است در حاليكه نامشان يكسان نميباشد . بنابراين شليک گلوله های

۳۸ Special با Revolver های ۳۵۷ Magnum اشکالی ندارد ولی عکس اين

عمل طبيعتا امکان پذير نيست . در ضمن بهتره بدونيد تا اونجايی که من ميدونم هيچ اسلحه کمری نيمه خودکار تا به حال با اين دو کاليبر توليد نشده است .

 

    

 3- دو روش كلي براي نامگذاري فشنگها وجود دارد ولي هيچ وقت با يك فرمول مشخص نميتوان آنها را شناخت چرا كه نا مگذاري فشنگها گاها سليقه اي نيز هست .

مثلا شركت لازروني آمريكا اسامي جالبي  براي فشنگهاي پرقدرت خود انتخاب كرده . قطر گلوله بر حسب ميليمتر و يك لقب زيبا در شان قدرت فشنگها !  8/59 Titan  ،  ۱۰/۵۷ Meteor ٬ ۷/۲۱ Firebird

و . . . . .

بعدا خواهيد ديد كه اين روش نامگذاري كاملا بر اساس سليقه آقاي لازروني انجام شده و از اصول رايج در آمريكا پيروي نميكند . 

 

 

روش اروپايي

 

 

 كشورهاي اروپايي غير از انگلستان ( كه ظاهرا تافته جدا بافته است ! ) تقريبا از روش واحدي برانامگذاري فشنگها استفاده ميكنند . بطور خلاصه روش نامگذاري اروپايي عبارت است از كاليبر  ( نه قطر گلوله ! ) بر حسب ميليمتر ضربدر طول پوكه بر حسب ميليمتر و علامت مشخص كننده نوع پوكه و اكثر اوقات  شركت يا شخص يا كشور سازنده  در پي آن آورده ميشود .مثال :

Russian   ۷/۶۲×۵۴ R :  فشنگ مزبور از گلوله اي با كاليبر 7.62 و پوكه 54 ميليمتري زه دار استفاده ميكند ( در قسمت دوم در مورد  انواع پوكه ها توضيح خواهم داد ) حرف  R مخفف كلمه Rimmed به معني زه دار است . اگر در انتهاي نام يك فشنگ اروپايي  حرف R را نديديد مطمئن باشيد كه پوكه آن زه ندارد . به اين فشنگ گاها  ۷/۶۲×۵۳ R  نيز  ميگويند . 

 

 

اين روش نامگذاري ساده تره ولي كامل نيست . يه مثال براتون ميزنم : آلماني ها كاليبري دارند به نام  9/05 × 36/4 Rكه با همين نام  دو مدل پوكه مختلف  زه دار دارد . در نظر داشته باشيد مشكل كار اينجاست كه اين دو در سلاحهاي يكسا ن قابل استفاده نيستند . يا فرضا سه مدل فشنگ

 9/3 × 72  داريم كه فقط  فرقشان درساختار پوكه شان ميباشد وبراي ايجاد تفاوت ميان آنها هيچ حرف يا علامتي به كار نرفته است و حتي مدلي از آنها گاهي  با فشنگ 9/3 × 74 R اشتباه گرفته ميشود . يا اگر بخواهيم فشنگهای  ۳۰ -۳۰ و ۳۰۷ وينچستر را با روش اروپايی نامگذاری کنيم هر دوی آنها را بايد  ۷/۶۲×۵۱ R بناميم . اين در حاليست که آنها تفاوتهای اساسی دارند .

     

 

روش آمريكايي وانگليسي

 

 

 روش آمريكايي ها كاملتر و متنوع  تره . در زمان قديم كه هنوز باروت بيدود اختراع نشده بود   فشنگهاي گلوله زني كه اكثر آنها در حال حاضر توليد نميشوند داراي باروت سياه بودند .  براي نامگذاري آنها ابتدا كاليبر بر حسب اينچ وسپس وزن باروت سياه بكاررفته برحسب گرين آ ورده ميشد (Grain واحديست براي وزن باروت و گلوله در مقياس آمريكايي و انگليسي كه بر اساس آن هر 15.5گرين تقريبا برابر با يك گرم در مقياس متريك ميباشد ) مانند Springfield  ۴۵ - ۷۰ که   45 - 70 Governmentنيز ناميده ميشود.

 

 

يعني گلوله كاليبر 45 صدم اينچي كه  بر روي پو كه اي سوار است كه حاوي 70 گرين باروت سياه ميباشد . اين روش براي برخي از فشنگهاي رايج نيز هنوز بكار ميرود .30 – 3۰ وينچستر از آن جمله است. گلوله اي با كاليبر 30 صدم اينچ با 30 گرين باروت بيدود . يا ۴۰ - ۳۰ کراگ و از اين قبيل .

 

 

 براي متمايز كردن بيشتر فشنگها  گاهي وزن گلوله سربي آنرا نيز در انتهاي نام آن مي آوردند روي همين اصل نام بعضي فشنگهاي يكسان تغيير ميكرد

 ۴۰۵ - ۷۰ - ۴۵ و ۵۰۰ - ۷۰ - ۴۵  هر دو يك نوع فشنگ بودند ولي يكي از گلوله 405 گريني و ديگري از ۵۰۰ گرينی استفاده ميکرد .

روش عجيبی در آن زمان بکار ميرفت که در حال حاضر منسوخ شده است .

 به اين صورت که ابتدا کاليبر بر حسب اينچ بعد وزن باروت سياه بر حسب

گرين ، نام کارخانه سازنده ، طول پوکه بر حسب اينچ و در آخر نوع پوکه

نوشته میشد . 

 

 

فشنگ بالايی: كاليبر 44 صدم اينچ با 90 گرين باروت ، طول پوكه دو و پنج هشتم اينچ و نوع پوکه دارای گلويی ( مثل اكثر فشنگهاي امروزي ) .  فشنگ پايين يعني کاليبر 45 صدم اينچ ، ۱۲۰گرين باروت سياه و طول پوکه سه و يک چهارم اينچ و نوع پوکه صاف يا مستقيم ( پوکه مستقيم به پوکه ای ميگويند که گلويی ندارد مثل فشتگ بيشتر سلاحهای کمری ) .

فشنگ .30-06 Springfield  محبوبترين و پر فروشترين فشنگ دنيا .  دو رقم اول طبق معمول نشانگر گلوله اي با كاليبر 30 صدم اينچ ولي دو رقم دوم سال ساخت آن را مشخص ميكند . چون اين كاليبر در سال 1906

توسط شركت اسپرينگفيلد در شهري به همين نام ساخته شده . شايان ذكر است اين فشنگ نام خود را مديون مدلهاي قبلي خودش است چرا كه مدل بهينه شده كاليبرهای ۰۱-۳۰ و۰۳-۳۰ اسپرينگفيلد که به ترتيب در سالهاي 1901 و 1903 طراحي و ساخته شده اند ميباشد.

 

 

اسامي تبليغاتي زيبا كه البته نشان دهنده قابليت خاصي هم هست بعضا به كار ميروند .  ۳۰۰۰-۲۵۰ از آن جمله است . فشنگي كه قادر است يك

گلوله با كاليبر 25 صدم اينچ را با سرعت 3000 فوت بر ثانيه از دهانه لوله تفنگ خارج كند . قطر گلوله اين  فشنگ 257 هزارم اينچ است و با توجه

به اوزان مختلف گلوله سرعت خروج از 2800 تا 3000 فوت بر ثانيه متغيير است . ولي چون بيشترين سرعت گلوله آن 3000 فوت بر ثانيه بوده باعث شده كه طراحان شركت Savage يك همچين اسم سكسيبراي آن انتخاب كنند !!

 

فشنگهای ۴۶۰ ودربی مگنوم و ۴۵۸ وينچستر مگنوم  هر دو از گلوله اي يكسان با قطر 458 هزارم اينچ استفاده ميكنند ولي طراحان شركت ودربي چون نميخواستند نام فشنگ جديدشان با 458 وينچستر يكي باشد

نام 460 را براي آن برگزيدند . بنابراين همانطور كه گفتم دو فشنگ غير همنام لزوما  تمام مشخصاتشان متفاوت نيست .

 

 

تعدادي از كارخانه ها فقط براي ايجاد تفاوت با ساير فشنگهاي همنام رايج در آن زمان گاها قوانين را زير پا ميگذاشتند براي مثال كاليبر۳۰۸ وينچستر  نام خود را از قطر گلوله اش گرفته است يعني 308 هزارم اينچ و در واقع كاليبر آن300 هزارم اينچ ميباشد . اين فشنگ بسيار دقيق بوده و براي مسابقات و تك تيراندازي و شکار بطور وسيعي مورد استفاده قرار ميگيرد . تفنگ افسانه اي PSG – 1 که به اعتقاد من يکی از بهترين ( شايد هم بهترين ) تفنگهای تك تيراندازي دنياست كاليبرش ۳۰۸ وينچستر است  . چون زماني تفنگ  ژ 3سلاح سازماني كشورهاي عضو پيمان آتلانتيك شمالي بود به آن ۶۲/۷ ناتو نيز مي گويند .در سيتم اروپايی آنرا ۵۱×۶۲/۷ مينامند .

 

 

يكي ديگر از مثالهاي جالب فشنگ ۳۰۷ وينچستر است  اين فشنگ همان ۳۰۸ وينچستر ميباشد ولي پوكه آن داراي زه نيمه بوده ونوك گلوله آن تخت ميباشد و صرفا جهت استفاده در تفنگهاي اهرمي ( Lever Action )

طراحي و توليد شده البته از لحاظ عملكرد تفاوتهايي دارد كه حتما در مورد آن خواهم نوشت ولی نام ۳۰۷ را به اين خاطر بر آن نهاده اند که با ۳۰۸ 

متفاوت باشد . 

 

عده اي متخصص و طراح اسلحه  گاها بصورت فردي و بدون وابستگي به كارخانه ها  اقدام به ساخت و طراحي فشنگهايي ميكردند كه عمدتا بهينه شده كاليبر هاي موجود و يا الهام گرفته از آنها وبعضي وقتها هم طراحيهاي جديد بودند . اي فشنگها ندرتا در خط توليد كارخانجات اسلحه سازي قرار ميگرفتند . ولي بسياري از آنان كاليبرهاي خوبي هستند . و در برخي سلاحهاي سفارشي ديده ميشوند . به اين فشنگها Wildcat  

( به معني غير رسمي ) و به طراحانشان Wildcatter   گفته ميشود . 

مثلا كاليبر  Ackley Improved  ۳۰-۰۶مدل بهينه شده .30 – 06 Springfield  ( توسط آقای P.O. Ackleyميباشد ) . ازآن قويتر بوده و بايد در سلاحهاي مخصوص خودش استفاده شود . پس بخاطر داشته باشيد  حتي اگر نام آنها يكسان باشد پسوندشان موقع شناسايي واستفاده در سلاح  بسيار اهميت دارد .

يكي از روشهاي طراحي فشنگهاي جديد كه توسط كارخانه ها و Wildcatter ها انجام ميشود  تغيير اندازه گلويي پوكه فشنگهاي ديگر است . به اين صورت كه گلوله ضخيمتر يا نازكتر از گلوله اصلي بر روي پوكه همان فشنگ( معمولا بدون تغيير کلی در ابعاد پوكه ) نصب ميگردد . اگر گلوله جديد از گلوله قديمي ضخيمتر باشد اين عمل را اصطلاحا Necked Up و عكس آن را Necked Down مي نامند . بسياري از فشنگهاي معروف امروز به همين روش طراحي شده اند . روش نامگذاري فشنگهاي فوق معمولا به اينصورت است كه ابتدا كا ليبر بر حسب اينچ يا ميليمتر آورده شده سپس مشخصه بارز فشنگ اصلي به آن اضافه ميگردد .

 

در باره فشنگهای Wildcat  صحبت کردیم . براتون Necked up و Necked Down رو توضيح دادم . چون با دونستن اين مطلب ، وقتی اسم برخی فشنگها رو ببينيد ، بدون اينکه شناخت قبلی داشته باشيد ، ميتونيد

حدس بزنيد که اون فشنگ به چه روشی طراحی و ساخته شده .

يه چيزی هيچ وقت يادتون نره ، اين يک قاعده کلی نيست ! تنها به اسامی اعتماد نکنيد . هميشه دقت کنيد چون به دلايل مختلف که قبلا گفتم اسامی هم ميتونه متفاوت باشه . 

گفتم که برای نامگذاری فشنگهای غير رسمی ، معمولا ( نه هميشه ) کالیبر بر حسب اينچ يا ميليمتر آورده شده سپس قسمتی از نام فشنگی که فشنگ جديد از روی آن ساخته شده ، بدنبال آن می آيد . 

مثلا  كاليبر MM - ۰۶ : در اين فشنگ گلوله اي با كاليبر 8 ميليمتر  بر روي

پوكه 06 – 30 اسپرينگفيلد سوار شده است . به خاطر اينکه معلوم شود که آنرا با تغيير ( Necked Up ) کاليبر ۰۶ - ۳۰ ساخته اند ، ۰۶ را به عنوان شناسه و عدد ۸ را بعنوان کاليبر جايگزين ۳۰ صدم اينچ ( ۶۲/۷ ميليمتر )

جهت نامگذاری بکار برده اند . 

 

 

 

كاليبر Remington ۲۵ - ۰۶ : گلوله اي با كاليبر 25 صدم يا 250 هزارم اينچ روي پوكه 06 – 30 اسپرينگفيلد قرار گرفته  . اين فشنگ در حقيقت طراحي شركت رمينگتن نيست . فشنگيست Wildcat  كه در سال 1920 توسط A .O. Niedner  ساخته شد . چون يكي از بهترين Wildcat هاي خانواده 25 صدم اينچي بود در سال 1969 شركت رمينگتن آنرا در خط توليد خودش قرار داد .

 

 

 

كاليبر MM - ۰۸  : گلوله اي 7 ميليمتري روي پوكه Winchester   ۳۰۸ 

در اينجا عمل  Necked Down انجام شده و عدد ۰۸ نماينگر کاليبر ۳۰۸ ميباشد .

 

 

كاليبر Weatherby Magnum   ۳۷۸ - ۳۰:  گلوله اي با كاليبر 30 صدم يا سيصد هزارم اينچ كه بوسيله تنگ کردن گلويی پوکه روي فشنگ پر قدرت Weatherby Magnum ۳۷۸ قرار گرفته است . اين عمل توسط خود شرکت ودربی انجام گرفته و نام ودربی در آخر نام فشنگ ، بيانگر اين قضيه است .

پس ميبينيد که عمل تنگ يا گشاد کردن گلويی پوکه مختص Wildcatter ها

نميباشد . بد نيست بدانيد که اين فشنگ در ابتدا برای مسابقات تيراندازی در فاصله ۱۰۰۰ ياردی طراحی شده بود ولی قدرت زياد ، خط سير نسبتا مستقيم ، و توانايی حفظ انرژی در مسافتهای زياد  ، باعث شد به عنوان فشنگی برای شکار در فواصل دور مورد توجه قرار گيرد .

  

 

 

 

يكي از فشنگهاي  قديمي كه به اين صورت ساخته شده 500/465 است . عدد 465 كاليبر واقعي را نشان ميدهد ولي چون روي پوكه كاليبر 500 نصب شده نامش را به اين صورت تغيير داده ند . توجه داشته باشيد که در اينجا 

بر خلاف فشنگهای قبلی جای کاليبر جديد و قديم ، برعکس است . پس اين نکته را هم فراموش نکنيد !

در فشنگهای قديمی گاها طول پوكه را هم برحسب اينچ به دنبال آن اضافه ميكردند .

 

 

برخی از شرکتها اگرچه از روش تغيير در گلويی پوکه برای ساخت يک فشنگ جديد استفاده ميکردند ولی نام جديدی برای آن انتخاب مينمودند . شايد يکی از بهترين مثالها ،  270 Winchester باشد که به همت شکارچی و اسلحه شناس بزرگ ، جک اوکانر فقيد ،  شهرت جهانی پيدا

کرد . همان ۰۶ - ۳۰  معروف ، نوزده سال پس از تولدش در ۱۹۲۵ Necked Down شد و گلوله اي با كاليبر 270 هزارم اينچ بر روي آن نصب گرديد ( البته از نظر ابعاد ، طول پوكه آن را يك ميليمتر بلندتر کردند ) و وينچستر نام ۲۷۰ را برای آن برگزيد . شايد اگه ميخواستند با روشهای قبلی آنرا نامگذاری کنند ، نام آن ۰۶ - ۲۷ ميشد . ولی خب اين فشنگ جزء فشنگهای Wildcat يا غير رسمی نبود بنابراين وينچستر ترجيح داد اسم جديدی روی آن بگذارد .

 

 

ببينيد مسئله مهمی که بايد مد نظر قرار دهيد اين است . اگر کارخانه ها

به اين روش فشنگی بسازند معمولا اسم تازه ای انتخاب ميکنند مگر اينکه

نمونه ای که تشابه اسمی با فشنگ جديد پيدا کند ، در خط توليد داشته باشند . مثلا اگر ديديد که شرکت ودربی با تنگ کردن گلويی پوکه کاليبر

۳۷۸ مگنوم ودربی و قرار دادن گلوله ای با کاليبر ۳۰۰ هزارم اينچ ، فشنگی جديد ساخت ولی نام آنرا ۳۷۸ - ۳۰ ودربی مگنوم گذاشت ، به اين دليل بود

که فشنگ ۳۰۰ مگنوم ودربی را در خط توليد خود داشت . البته به اعتقاد خود من ، مسئله تبليغات هم مطرح است . چون اينجور اسامی ، عاشقهای اسلحه رو بدجوری قلقلک ميده و داشتن اصل ونسبی  مثل ۳۷۸ که خودش فشنگ موفقی بوده ميتونه در جلب توجه تيراندازها و شکارچيان ، مهم باشه . حالا يه خرده از بحثمون پرت ميشيم ولی چند تا چيزو دلم نيومد براتون ننويسم . فشنگ ۳۷۸ - ۳۰ ، سی گرين باروت اضافه تر از ۳۰۰ مگنوم ودربی دارد . باروتش هم کند سوز تراست . معمولا طول لوله تفنگهايی با کاليبر ۳۰۰ مگنوم ودربی ۲۶ اينچ ، و وزن گلوله هایی که معمولا بکار ميرود  ( هر چند از ۱۱۰ گرين تا ۲۲۰ گرين متغيير است )۱۸۰يا ۲۰۰ گرين می باشد ولی در ۳۷۸ - ۳۰ اگر از تفنگ وگلوله ای با همين مشخصات  استفاده شود ، عملکرد آن فقط  قدری از ۳۰۰ مگنوم ودربی بهتر است .

مگر اينکه طول لوله به ۳۰ اينچ افزايش يابد . آنوقت است که به قابليتهای بالستيکی و قدرت آن پی خواهيد برد . برگرديم سر صحبت خودمون .

 

علاوه بر تغيير در گلويی پوکه ، روشهای ديگری نيز برای ساخت فشنگهای جديد وجود دارد . مثلا  فشنگ ۳۰۸ Winchester در سال ۱۹۵۲با كوتاه كردن پوكه 30-06 Springfield ( به ميزان 12 ميليمتر ) ساخته شد ولي باز هم

وينچستر اسم تازه ای روی آن گذاشت . که به اسم فشنگ اصلي شباهتي ندارد .

آمريكاييها نيز گاهي از سيستم متريك براي نا مگذاري استفاده ميكنند  ولي مانند اروپاييها طول پوكه و ساير مشخصات را به نام فشنگ اضافه نميكنند . فشنگهای ۶ ميليمتر رمينگتن ، ۷ ميليمتر رمينگتن مگنوم ، 

۸ ميليمتر رمينگتن مگنوم و يا ۷ ميليمتر ودربی مگنوم  از اين جمله اند .

كلمه مگنوم سمبل فشنگهاي پر قدرت آمريكايي و انگليسيست . اگر اين كلمه را پس ازكاليبر يك فشنگ ( بر حسب ميليمتر يا اينچ ) ديديد به معني فشنگيست كه ميزان باروت ،  سرعت و قدرت آن از فشنگي با همان كاليبر كه اين پسوند را ندارد  بيشتر است .

براي مثال فشنگ  ۳۰۰ Winchester Magnum قادر است  يك گلوله 180 گريني را با سرعت تقريبي2960 فوت بر ثانيه  شليك كرده و به انرژي معادل 3500 فوت پاوند دست پيدا كند  درحاليكه فشنگ Savage  ۳۰۰ همان گلوله را با سرعتي حدود 2400 فوت بر ثانيه و انرژي 2300 فوت پاوند به بيرون ميراند . كلمه مگنوم براي كاليبرهاي اروپايي ( غير از فشنگهاي انگليسي ) معمولا استفاده نميشود البته اين به اين معنا نيست كه اروپاييها فشنگهای پر قدرت مثل مگنومهاي  آمريكايي يا انگليسي ندارند . فشنگهای

۸×۶۸ S ، ۹/۳×۷۴ R  دو نمونه ازفشنگهاي پر قدرت اروپايي هستند ولي اصولا اين كلمه مختص كاليبرهاي آمريكايي و انگليسيست .

البته طبق معمول استثنا ء هم وجود دارد مثل فشنگهای پرقدرت

 Norma Magnum  ۳۰۸  ساخت  كشور سوئد . و Lapua Magnum ۳۳۸ 

ساخت کشور فنلاند .

 

  

 

يک نکته ديگر :

بطور استاندارد هر كارخانه مهمات سازي  در هر كشوري بايد نام اصلي يك فشنگ را بكار ببرد . يعني اگر فشنگي كه نامش آمريكاييست در آلمان ساخته شود  به طور معمول نامش به سيستم اروپايي تغيير نخواهد يافت . اگر اينكار بخواهد صورت بگيرد به خاطر تبديل واحدها به يکديگر ،بيشتر فشنگها نام نا فرمي پيدا خواهند كرد و جز اينكه اسلحه دوستان را گيج كند  حاصلي نخواهد داشت .

مثلا  Winchester  ۲۷۰ با روش اروپاييWinchester   ۶۴×۶/۸۹  ناميده ميشود. به اعتقاد من اسم ۲۷۰ از هر نظر راحتتر است . ولی از اونجايی

که خيلی از فشنگها بيش از يک نام دارند ، اين اتفاق گاهی می افتد .

مثلا بعضی از كارخانجات مهمات سازي اروپايي به ۰۶ - ۳۰ اسپرينگفيلد 

 ۶۳×۶۲/۷ نيز ميگويند . 

 Remington  ۲۲۳  نيز در اروپا 5/56 × ۴۵  و چون در سلاحهاي كشورهاي عضو پيمان ناتو بكار ميرود .ناميده ميشود  ۵/۵۶ NATO  

 

 

چند روز پيش مقاله ای راجع به يک فشنگ Wildcat ميخوندم که اسمش جالب بود . البته اين روش نامگذاری رايج نيست ولی خب اين هم يه جورشه ديگه . فشنگ ۵/۱×۳۰۸ اينچ Barnes . به عبارتی کاليبر ۶۲/۷ با پوکه ای به طول يک ونيم اينچ . فشنگی که با کوتاه کردن پوکه ۳۰۸ وينچستر ساخته شده . پوکه اصلی همانطور که قبلا گفتم ۵۱ ميليمتر است پوکه جديد تقريبا ۳۸ ميليمتر ميباشد . گلوله تغييری نکرده فقط قطر شانه کمی بيشتر شده .( در قسمت بعدی راجع به شانه صحبت خواهم کرد ) 

راستی تا يادم نرفته آقای Frank C. Barnes از اسلحه شناسان و Wildcatter

های بسيار با تجربه بودند و تعداد زيادی فشنگ به نام خودشون به ثبت رسوندند .

 

 

 

خب فكر ميكنم تا حدودي با روشهاي نامگذاري فشنگهاي گلوله زني آشنا شديد . اگر بخواهم بيشتر توضيح بدم اولا که تمومی نداره ثانيا شما هم مثل خودم خسته ميشيد !!

[ دوشنبه ششم شهریور 1385 ] [ 13:19 ] [ سعید قمریان ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

چت باکس


امکانات وب

جاوا اسكریپت

فروش بک لینک طراحی سایت